يحيى السهروردي

55

رسالة هياكل النور ( فارسي )

واز سوى ديگر ، اهميّت آنها مربوط مىشود به تلاش موفقيّت آميزى كه مؤلّفان‌شان انجام دادند تا تعبير خود از فلسفهء مشائى سينوى را با سنّت اشراقي آشتى دهند . در واقع ، برآمده از چنين تلاشى است كه اكنون غياث الدّين منصور را پيشگام آن تركيبي مىدانند كه در سرانجام در آثار صدر المتألّهين شيرازي به جمع عرفان وشريعت وفلسفه در نظامى هماهنگ راه برد « 1 » . توجه به اين مسأله ، هم چنين ، چرايى توجه حكماى سده‌هاى بعد - نمونهء مير داماد « 2 » ( م 1040 ق ) ومير سيّد حسن طالقانى « 3 » ( زندهء 1116 ق ) - به اين رساله‌ها وعلّت وجود نسخه‌هاى خطى متعدّد آنها به تاريخ كتابت‌هاى متفاوت را به خوبى توضيح مىدهد ؛ وگويا به دليل غلبه اين شرح‌ها بوده كه به جز شرح عبد الرّزاق لاهيجى « 4 » ( م

--> ( 1 ) . هانرى كربن ، تاريخ فلسفهء اسلامى ، ترجمهء جواد طباطبايى ، پيشين ، ص 474 . ( 2 ) . نك : مير داماد ، كتاب القبسات ، به كوشش مهدى محقّق و . . . ، تهران ، 1356 ش ، ص 375 ؛ همو ، نبراس الضياء وتسواء السواء ، به كوشش حامد ناجى أصفهاني ، تهران ، 1374 ش ، ص 30 . ( 3 ) . در اين زمينه از تدريس يكى از اين شرح‌ها توسط أو گزارشى به اين مضمون داريم : « سپس به خدمت سيّد المتبحرين أمير سيّد حسن طالقانى رحمة اللّه كه از أعاظم علماء وأكابر صوفيان بود رسيدم ، كتاب فصوص الحكم شيخ عربى مباحثه مىفرمود ، به استفاده مشغول شدم وشرح هياكل النّور نيز در خدمت ايشان خواندم ؛ شفقتى عظيم به من داشت ؛ در هيچ فنّى از علوم نبود كه استحضارش به تمام نباشد ؛ مسائل حكمت را با مشاهدات صوفيه انطباق داده علوي عظيم در اظهار مراتب ثلاثهء توحيد داشت ؛ قوّت تقرير ومباحثه‌اش به مثابه‌اى بود كه احدى از أصحاب جدل را نزد أو ياراى سخن گفتن نبود » . حزين لاهيجى ، تاريخ ، أصفهان ، 1332 ش ، ص 26 . ( 4 ) . شيخ آقا بزرگ طهراني ، الروضة النضرة في علماء المائة الحادية عشرة ، به كوشش على نقى منزوى ، بيروت ، 1411 ق ، ص 319 .